الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

109

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

ابوجعفر طبرى در اين جا ، متوجه اين اشكال شده است كه نزول باران از « آسمان دنيا » نزد مردم شناخته‌شده است ، نه آسمان‌هاى هفت‌گانه . طبرى در پاسخ به اين اشكال به دشوارى افتاده و پاسخى بى فايده داده است . بيضاوى گويد : « بر اين اساس ، مراد از آسمان‌ها ، آسمان دنياست و جمع آوردن آن ، به اعتبار افق‌ها مىباشد . شايد نيز همهء آسمان‌ها دخالتى در بارش باران داشته باشند . » « 1 » اين سخن نيز غير محققانه است . روايت ياد شده از امام باقر و امام صادق عليهما السلام هم به جهت مجهول بودن سند ، ضعيف مىباشد . « 2 » اما توهمى كه مستند ترجيح اين تفسير قلمداد شده ، تنها پى در پى آمدن مطالب آيه است و تفريعى در كار نيست . خداى تعالى در اين بخش سوره ، چهار آيه را در پى هم ياد كرده است : نخست ، رويداد به هم پيوستن و شكافتن ؛ دوم ، آفرينش هر چيز زنده از آب ؛ سوم آن كه در زمين كوه‌هاى ثابتى را قرار داد تا مبادا زمين ، مردم را بلرزاند ؛ و چهارم اين كه آسمان را سقفى محفوظ قرار داد . هر كدام از اين موارد ، آيه‌اى مستقل مىباشد كه با ديگرى ارتباطى ندارد ، از اين رو تفريعى بين آيات وجود ندارد . مجلسى بزرگوار مىگويد : اين مطالب آنان بر خلاف روايتى است كه از مولايمان امير مؤمنان عليه السلام رسيده است ؛ كه دربارهء آفرينش جهان مىفرمايد : [ م / 78 ] « سپس خداى سبحان ، فضاهاى شكافته و كرانه‌هاى از هم جداشده و هواى راه يافته به آسمان و زمين را پديد آورد . . . سپس آسمان‌هاى بالا را از هم گشود و از فرشتگان گوناگون خود پُر كرد . » « 3 » [ م / 79 ] هم‌چنين در شگفتى آفرينش آن فرمود : « پس طبقه‌هاى آسمان را از هم

--> ( 1 ) . بيضاوى ، ج 4 ، ص 39 . ( 2 ) . براى تفصيل بيشتر بنگريد به : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 6 ، ص 129 - 138 . ( 3 ) . نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 17 - 19 ، خطبهء 1 . بنگريد به : مرآة العقول ، ج 25 ، ص 232 .